خرید بک لینک

درباره سایت

پس من چی .. ؟!

آخرین مطالب

امکانات وب

یادم نمیاد هیچ چهارشنبه سوری ای بیرون رفته و آتیش بازی کرده باشم.. یکی دوبار مامان زورم کرد که پیششون باشم، اما اونم تهش به قهر من ختم شد.. چون که واقعا سرسام میگیرم.. چیه آخه.. دود آتیش دیروز پر شده بود توو اتاقم.. صدای ترقه ها هم که... گفتم ترقه؟؟ اشتباه لپی بود.. بمب بودن.. :/ تا دو ساعت بعدش اتاقم بوی دود میداد به لطف همسایه های بیشعور.. تو این حین، پیام داده کجایی نیستی آتیش بازی میکنی؟ گفتم نع.. دوس ندارم.. توو تختم.. فیلم میبینم.. میگه ینی نمیای ببینمت؟؟ میخواستم بگم دوره افتادی توو شهر میچرخی و .... ؟؟ میخواستم بگم چه غلطا!! میخواستم بگم برو لقمه اندازه دهنت بردار.. خیلی چیزها میخواستم بگم ولی خودم رو به گفتن «مساعد نیستم» قانع کردم و بقیه ی فیلمم رو دیدم.. حیف مثل بعضی دخترها، سلیطه و پررو و بی ادب نیستم.. چون که لیاقت بعضیا از ایناهاس.. :)

برچسب: نویسنده: بردیا شمس تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 23:06

صفحه بندی