آره جان ..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:35
h0mÊ| ÉmдiL| þЯ0fiLE ற0zHgAn дrcĦIVé مرداد ۱۳۹۶ تیر ۱۳۹۶ اسفند ۱۳۹۵ دی ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲&#
با یه عالمه دلگیری می نویسم برات ..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:35
برای آخرین بار یه چیزی ازت میخوامهربار خواستم نشد .. لطفا این یه بار رو کوتاه بیا .. خودت که میبینی چقدر بهش احتیاج دارم .. برای یه بارم که شده کوتاه بیا .. برای یه بارم شده با دل من راه بیا ..
واقعا !
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
انگار باید باور کنم که زندگی و سرنوشت دست خودِ آدمها نیست. ما آدمها بازیگریم، هه چه بازیگرایی! چقدر سخته که بگن زندگیِ خودته، خودت باید بدونی باهاش چه کنی. اختیارش با توست. حق تصمیم گیری داری، آزادی، حق انتخاب! اما حالا دارم میبینم. بینِ من و همه این شعارها یه شیشه است. شیشه ای که وقتی با ذوق میرم س...
چه نازه ..
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
انگار باید باور کنم که زندگی و سرنوشت دست خودِ آدمها نیست. ما آدمها بازیگریم، هه چه بازیگرایی! چقدر سخته که بگن زندگیِ خودته، خودت باید بدونی باهاش چه کنی. اختیارش با توست. حق تصمیم گیری داری، آزادی، حق انتخاب! اما حالا دارم میبینم. بینِ من و همه این شعارها یه شیشه است. شیشه ای که وقتی با ذوق میرم س...
نقطه چین کردم تو هیکل طرف ..
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
به بعضیا باید گفت ..
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
ببین اگه گذرت به دانشگاه افتاد بی زحمت 2 واحد شعور بردار :) تاکید میکنم,,فقط بضیا ;) + گرچه آب رفته باز آید به رود,,ماهی بیچاره اما مرده بود .. 03:33 برچسبها: Burcu Gunes, Oflaya Oflaya + نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:42 توسط SaNaZ |
من ادامه میدم ..
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
آهنگ من ادامه میدم یاس رو شنیدین ؟! دوسش نداشتم .. :| چرا اینجوری شده این؟ :| آدم نا امید میشه ازش .. :| والاع ! :| + نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:10 توسط SaNaZ |
عجب شامبال هایی هستن این ملت ..
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
حتی اگه بنویسی عمت.. با اون فونت ... بازم متنتو نمیخونن .. لایک میکنن :| cm میدن که: وبت خیلی جالبه .. استفاده کردم .. مرسی عزیزم .. آفرین آفرین استفاده کنین .. خیلی به دردتون میخوره :)) شامبال :)) + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:39 توسط SaNaZ |
دختر است دیگر.. :)
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
بجونِ خودم نمیخواستم پست بذارم چون تو ترکم :) ولی بدجور کفری شدم .. :| دختره تو وبش ، قسمت پروفایل نوشته: نوازشم کن.............نترس چیزی از تنهایی ام به تو نمیرسد........ از اونجایی که من بسی دخترِ خوبی هستم :) خواستم بگم .. دوستان لطف کنن برن نوازشش کنن :)) ثوابه! :) دختر است دیگر .. گاهی دلش نواز...
سه سال بعد ..
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
بزرگ شدم .. یه زمانی فکر میکردم بودن اینجا همش دردسره .. وقتمو میگیره و الکی خودمو اینجا اسیر کردم .. ولی امروز بعد پنج سال، میفهمم که اینطور نیست .. اینجا خیلی دوست داشتنی تر از اونه که میخواستم حذفش کنم .. از دیروز هی کامنتا رو میخونم و یه جاهاییش از اون همه بچه بودن خودم واقعا خندم میگیره .
هزار و سیصد و نود و رنج ..
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
انگار باید باور کنم که زندگی و سرنوشت دست خودِ آدمها نیست. ما آدمها بازیگریم، هه چه بازیگرایی! چقدر سخته که بگن زندگیِ خودته، خودت باید بدونی باهاش چه کنی. اختیارش با توست. حق تصمیم گیری داری، آزادی، حق انتخاب! اما حالا دارم میبینم. بینِ من و همه این شعارها یه شیشه است. شیشه ای که وقتی با ذوق میرم س...
پس من چی .. ؟!
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 13:10
من خییییلی خودخواهم .. این نظر خودمه .. دوستام میگن خیییییلی مهربونی .. این نظر اوناس .. وقتی فکر میکنم میبینم خودخواهِ خودخواهم نیستم .. فقط بعد اینکه ب چیزی اعتراض میکنم، اگه طرف ناراحت بشه عذاب وجدان میگیرم و ذهنم درگیرش میشه .. حالا اگه مقصرم نباشم، خودمو مقصرِ ناراحتیِ طرف مقابل میدونم .. اصلا